پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۷۲ - پیک

با آن نگار پیک مرا ذوق بندگیست

کارم چو آفتاب به عالم دوندگیست

زنگ فلک ز ناله من گشت پر صدا

دستم نمی‌رسد به میانش چه زندگیست

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۷۴ - شاطرشوخ شاطر خانه ام را آمد و پرسید و رفت
  2. شمارهٔ ۷۵ - گلیم فروشمه گلیم فروشم پلاس پوش آمد
  3. شمارهٔ ۷۶ - نمدمالبا نمدمال امردی دی من سخن گفتم به چشم
  4. شمارهٔ ۷۷ - صرافبا مه صراف گفتم خویش را یارت کنم
  5. شمارهٔ ۷۸ - حمامیشوخ حمامی که دارد همچو آتش روی گرم
  6. شمارهٔ ۷۹ - حمامیشوخ حمامی که از جان هستم آتش کار او
  7. شمارهٔ ۸۰ - حمامیآب ریز امرد که او را هست روی همچو ماه
  8. شمارهٔ ۸۱ - حمامیشوخ حمامی که دارد آب آتشناک را
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.