پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۱۱۸ - نانکش

شوخ نانکش عاشقان خویش را خواند پدر

نان طلب را از سر اخلاص بردارد به سر

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۱۲۰ - جلودارتا شد آن شوخ جلودار با من دلخسته یار
  2. شمارهٔ ۱۲۱ - خراسباندلبر خراسبان دوکان خود نو ساخته
  3. شمارهٔ ۱۲۲ - که فروشکه فروش امرد به کاهی کرد با ما ماجرا
  4. شمارهٔ ۱۲۳ - فوطه بافگفتمش با فوطه باف امرد دکان خود نما
  5. شمارهٔ ۱۲۴ - ساربانساربان امرد غمش دارد شتر را ناتوان
  6. شمارهٔ ۱۲۵ - گلخن تابشوخ گلخن تاب امشب بود در سوز و گداز
  7. شمارهٔ ۱۲۶ - گلخن تابآن نگار گلخنی را خانه گرمک یافتند
  8. شمارهٔ ۱۲۷ - غوزه چینبا نگار غوزه چین گفتم جفایت می کشم
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.