پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

رباعیات

شمارهٔ ۳ - دعوای دختر هزاره سلطان

دارم طلبی ز یار جانی دو سه کفش

نی زرد بود نه قرمزی و نه بنفش

نی چرم نه سختیان نه میشی باشد

نی کوبه به او رسیده باشد نه درفش

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۵سبب نظم این رباعیات : رحیم بی ولد باقی بی یوز در زمانی که به حکومت ولایت خجند سرفراز بوده به ملا خطی فرستانیده که به جانب ما سیر خواهید کرد بعد از آن ملا به ولایت سمرقند رفته اند و عبدالکریم بی حاکم ولایت سمرقند ما را مانع آمده که راه مخاطره است از آنچه م
  2. شمارهٔ ۶ - اسبیاتصاحب جاها ترا ز من نیست خبر
  3. شمارهٔ ۷ - اسبیاتای میر عالمی ز عطای تو بهره مند
  4. شمارهٔ ۸ - اسبیاتصاحب جاها من از تو زر می طلبم
  5. شمارهٔ ۹سبب نظم رباعی اینست: در زمان حضرت عبدالعزیز خان دو جوان بوده اند که یکی را خواجه رفیع و دیگری را خواجه عیسی نام بوده و پدران آن هر دو امام بوده اند، ملا این رباعی را گفته اند
  6. شمارهٔ ۱۰سبب نظم رباعی اینست: زر چه بی دیوان بیگی محرمی داشته که او را خواجه المان می گفته اند؛ ملا این رباعی را به او گفته اند
  7. شمارهٔ ۱۱سبب نظم رباعی اینست: عبدالرحمن بکاول برادر جاوم بی اتالیق محرمی داشته که او را خواجه بامیر می گفته اند ملا این رباعی را به او گفته اند.
  8. شمارهٔ ۱۲سبب نظم رباعی اینست: در ولایت بخارا خواجه ساقی و خواجه باقی نام دو تماکوفروش بوده اند. ملا این رباعی را به آنها گفته اند؛ رباعی اینست
همه‌ی رباعیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.