پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۹۰۸

گر در سر و چشم عقل داری و بصر

بفروش زبان را و سر از تیغ بخر

ماهی طمع از زبان گویا ببرید

ز این رو نبرند از تن ماهی سر

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۹۱۰گفتم بنما که چون کنم بمیر
  2. رباعی شمارهٔ ۹۱۱گفتم چشمم گفت سحابی کم گیر
  3. رباعی شمارهٔ ۹۱۲گر رنگ خزان دارم و گر رنگ بهار
  4. رباعی شمارهٔ ۹۱۳گفتی که: بیا که باغ خندید و بهار
  5. رباعی شمارهٔ ۹۱۴گوش ما را بی‌دم اسرار مدار
  6. رباعی شمارهٔ ۹۱۵ای بسته حجاب، پردها را بردار
  7. رباعی شمارهٔ ۹۱۶مائیم چو حال عاشقان زیر و زبر
  8. رباعی شمارهٔ ۹۱۷مجموع تن و قالب خود را بنگر
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.