پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۹۱۱

گفتم چشمم گفت سحابی کم گیر

گفتم جگرم گفت سرابی کم گیر

گفتم که دلم گفت کبابی کم گیر

گفتم که تنم گفت خرابی کم گیر

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۹۱۳گفتی که: بیا که باغ خندید و بهار
  2. رباعی شمارهٔ ۹۱۴گوش ما را بی‌دم اسرار مدار
  3. رباعی شمارهٔ ۹۱۵ای بسته حجاب، پردها را بردار
  4. رباعی شمارهٔ ۹۱۶مائیم چو حال عاشقان زیر و زبر
  5. رباعی شمارهٔ ۹۱۷مجموع تن و قالب خود را بنگر
  6. رباعی شمارهٔ ۹۱۸مجنون و پریشان توام دستم گیر
  7. رباعی شمارهٔ ۹۱۹من دم نزنم از این جهان دمگیر
  8. رباعی شمارهٔ ۹۲۰من رنگ خزان دارم و تو رنگ بهار
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.