پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۹۰۲

زان ابروی چون کمانت ای بدر منیر

دل شیشهٔ پرخون شود از ضربت تیر

گویم ز دل و شیشه و خون چیست نظیر

بردارم جام باده و گوید گیر

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۹۰۴سیلاب گرفت گرد ویرانهٔ عمر
  2. رباعی شمارهٔ ۹۰۵طبعم چو حیات یافت از جلوهٔ فکر
  3. رباعی شمارهٔ ۹۰۶فرمود خدا به وحی کای پیغمبر
  4. رباعی شمارهٔ ۹۰۷گر جان داری بیار جان باز آخر
  5. رباعی شمارهٔ ۹۰۸گر در سر و چشم عقل داری و بصر
  6. رباعی شمارهٔ ۹۰۹گر گل کارم بیتو نروید جز خار
  7. رباعی شمارهٔ ۹۱۰گفتم بنما که چون کنم بمیر
  8. رباعی شمارهٔ ۹۱۱گفتم چشمم گفت سحابی کم گیر
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.