پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۸۲۴

مگذار که غصه در میانت گیرد

یا وسوسه‌های این جهانت گیرد

رو شربت عشق در دهان نه شب و روز

زان پیش که حکم حق دهانت گیرد

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۸۲۶من بندهٔ آن قوم که خود را دانند
  2. رباعی شمارهٔ ۸۲۷من بندهٔ یاری که ملالش نبود
  3. رباعی شمارهٔ ۸۲۸من بی‌خبرم خدای خود میداند
  4. رباعی شمارهٔ ۸۲۹من چوب گرفتم به کفم عود آمد
  5. رباعی شمارهٔ ۸۳۰مه را طرفی به ماه رو می‌ماند
  6. رباعی شمارهٔ ۸۳۱مه‌رویان را یکان یکان برشمرید
  7. رباعی شمارهٔ ۸۳۲می‌آ ید یار و چون شکر میخندد
  8. رباعی شمارهٔ ۸۳۳می‌جوشد دل که تا به جوش تو رسد
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.