پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۸۲۷

من بندهٔ یاری که ملالش نبود

کانرا که ملالست وصالش نبود

گوئیکه خیالست و ترا نیست وصال

تا تیره بود آب خیالش نبود

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۸۲۹من چوب گرفتم به کفم عود آمد
  2. رباعی شمارهٔ ۸۳۰مه را طرفی به ماه رو می‌ماند
  3. رباعی شمارهٔ ۸۳۱مه‌رویان را یکان یکان برشمرید
  4. رباعی شمارهٔ ۸۳۲می‌آ ید یار و چون شکر میخندد
  5. رباعی شمارهٔ ۸۳۳می‌جوشد دل که تا به جوش تو رسد
  6. رباعی شمارهٔ ۸۳۴می‌گوید عشق هرکه جان پیش کشد
  7. رباعی شمارهٔ ۸۳۵نی آب روان ز ماهیان سیر شود
  8. رباعی شمارهٔ ۸۳۶گر راه روی راه برت بگشایند
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.