پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۴۴۹

هرگز ز دماغ بنده بوی تو نرفت

وز دیدهٔ من خیال روی تو نرفت

در آرزوی تو عمر بردم شب و روز

عمرم همه رفت و آرزوی تو نرفت

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۴۵۱هم عابد و هم زاهد و هم خونریز است
  2. رباعی شمارهٔ ۴۵۲یاری که به حسن از صفت افزونست
  3. رباعی شمارهٔ ۴۵۳یاری که به نزد او گل و خار یکیست
  4. رباعی شمارهٔ ۴۵۴یاری که غمش دوای هر بیمار است
  5. رباعی شمارهٔ ۴۵۵یکبار بمُردَم و مرا کس نَگِریست
  6. رباعی شمارهٔ ۴۵۶یک چَشمِ من از روز جدائی بگریست
  7. رباعی شمارهٔ ۴۵۷ای آنکه کنی کون و مکانرا محدث
  8. رباعی شمارهٔ ۴۵۸ما را چو ز عشق می‌شود راست مزاج
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.