پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۴۰

زان روز که چشم من به رویت نگریست

یک دم نگذشت کز غمت خون نگریست

زهرم بادا که بی‌تو می‌گیرم جام

مرگم بادا که بی‌تو می‌باید زیست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۴۲زان رونق هر سماع آواز دف است
  2. رباعی شمارهٔ ۳۴۳زان مِی خوردم که روح پیمانهٔ اوست
  3. رباعی شمارهٔ ۳۴۴زان می مستم که نقش جامش عشق است
  4. رباعی شمارهٔ ۳۴۵سرسبز بود خاک که آبش یار است
  5. رباعی شمارهٔ ۳۴۶سر سخن دوست نمیارم گفت
  6. رباعی شمارهٔ ۳۴۷سرگشته چو آسیای گردان کنمت
  7. رباعی شمارهٔ ۳۴۸سرگشته دلا به دوست از جان راهست
  8. رباعی شمارهٔ ۳۴۹سرمایهٔ عقل مرد دیوانگیست
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.