پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۴۴

زان می مستم که نقش جامش عشق است

وان اسب سواری که لجامش عشق است

عشقِ مهِ من کارِ عظیمی است و لیک

من بندهٔ آنم که غلامش عشق است

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۴۶سر سخن دوست نمیارم گفت
  2. رباعی شمارهٔ ۳۴۷سرگشته چو آسیای گردان کنمت
  3. رباعی شمارهٔ ۳۴۸سرگشته دلا به دوست از جان راهست
  4. رباعی شمارهٔ ۳۴۹سرمایهٔ عقل مرد دیوانگیست
  5. رباعی شمارهٔ ۳۵۰سلطان ملاحت، مه موزون منست
  6. رباعی شمارهٔ ۳۵۱سنبل چو سر عقاب زلف تو نداشت
  7. رباعی شمارهٔ ۳۵۲شاگرد تو است دل که عشق آموز است
  8. رباعی شمارهٔ ۳۵۳شاهی که شفیع هر گنه بود برفت
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.