پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۵۱

سنبل چو سر عقاب زلف تو نداشت

در عالم حسن آب زلف تو نداشت

هر چند که لاف آبداری می‌زد

پیچید بسی و تاب زلف تو نداشت

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۵۳شاهی که شفیع هر گنه بود برفت
  2. رباعی شمارهٔ ۳۵۴شب رو که شبت راهبر اسرار است
  3. رباعی شمارهٔ ۳۵۵شمشیر ازل بدست مردان خداست
  4. رباعی شمارهٔ ۳۵۶شمعی که در اینخانه بدی خانه کجاست
  5. رباعی شمارهٔ ۳۵۷صد بار بگفتمت، چه هشیار و چه مست
  6. رباعی شمارهٔ ۳۵۸عاشق نبوَد آن که سبُک چون جان نیست
  7. رباعی شمارهٔ ۳۵۹عشق آمد و توبه را چو شیشه بشِْکست
  8. رباعی شمارهٔ ۳۶۰عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.