پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۵۷

صد بار بگفتمت، چه هشیار و چه مست

شوخی مکن و مزن به هر شاخی دست

از بس که دلت به این و آن درپیوست

آب تو برفت و آتش ما بنشست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۵۹عشق آمد و توبه را چو شیشه بشِْکست
  2. رباعی شمارهٔ ۳۶۰عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
  3. رباعی شمارهٔ ۳۶۱عشقت به دلم درآمد و شاد برفت
  4. رباعی شمارهٔ ۳۶۲عشق تو چنین حکیم و استاد چراست
  5. رباعی شمارهٔ ۳۶۳عشق تو در اطراف گیائی میتاخت
  6. رباعی شمارهٔ ۳۶۴عشقی که از او وجود بی‌جان میزیست
  7. رباعی شمارهٔ ۳۶۵عشقی نه به اندازهٔ ما در سر ماست
  8. رباعی شمارهٔ ۳۶۶عقل آمد و پندِ عاشقان پیش گرفت
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.