پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۰۹

در عشق تو هر حیله که کردم هیچست

هر خون جگر که بی‌تو خوردم هیچست

از درد تو هیچ روی درمانم نیست

درمان که کند مرا که دردم هیچست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۱۱در عهد و وفا چنانکه دلدار منست
  2. رباعی شمارهٔ ۳۱۲در کوی غم تو صبر بی‌فرمانست
  3. رباعی شمارهٔ ۳۱۳در مجلس عشّاق قراری دگر است
  4. رباعی شمارهٔ ۳۱۴در مرگ، حیاتِ اهل داد و دین است
  5. رباعی شمارهٔ ۳۱۵در من غمِ شب، کور چرا پیچیده است؟
  6. رباعی شمارهٔ ۳۱۶در نِه قدم ار چه راه بی‌پایانست
  7. رباعی شمارهٔ ۳۱۷در نِه قدمی که چشمهٔ حیوانست
  8. رباعی شمارهٔ ۳۱۸در وصل، جمالش گلِ خندانِ منست
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.