پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۹۳۱

گر هیچ نشانه نیست اندر وادی

بسیار امیدهاست در نومیدی

ای دل مبر امید که در روضهٔ جان

خرما دهی، ار نیز درخت بیدی

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۹۳۳گر یک ورق از کتاب ما برخوانی
  2. رباعی شمارهٔ ۱۹۳۴گفتم به طبیب دارویی فرمایی
  3. رباعی شمارهٔ ۱۹۳۵گفتم صنما مگر که جانان منی
  4. رباعی شمارهٔ ۱۹۳۶گفتم صنمی شدی که جان را وطنی
  5. رباعی شمارهٔ ۱۹۳۷گفتم چونی مها خوشی محزونی
  6. رباعی شمارهٔ ۱۹۳۸گفتم که دلا تو در بلا افتادی
  7. رباعی شمارهٔ ۱۹۳۹گفتم که کدامست طریق هستی
  8. رباعی شمارهٔ ۱۹۴۰گفتند که هست یار را شور وشری
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.