پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۹۳۴

گفتم به طبیب دارویی فرمایی

نبضم بگرفت از سر دانایی

گفتا که چه درد می‌کند بنمایی

بردم دستش سوی دل سودایی

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۹۳۶گفتم صنمی شدی که جان را وطنی
  2. رباعی شمارهٔ ۱۹۳۷گفتم چونی مها خوشی محزونی
  3. رباعی شمارهٔ ۱۹۳۸گفتم که دلا تو در بلا افتادی
  4. رباعی شمارهٔ ۱۹۳۹گفتم که کدامست طریق هستی
  5. رباعی شمارهٔ ۱۹۴۰گفتند که هست یار را شور وشری
  6. رباعی شمارهٔ ۱۹۴۱گفتی که تو دیوانه و مجنون خویی
  7. رباعی شمارهٔ ۱۹۴۲گوهر چه بود به بحر او جز سنگی
  8. رباعی شمارهٔ ۱۹۴۳گوئی که مگر به باغ رز رشته‌امی
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.