پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۹۳۸

گفتم که دلا تو در بلا افتادی

گفتا که خوشم تو به کجا افتادی

گفتم که دماغ را دوا باید، گفت

دیوانه توی که در دوا افتادی

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۹۴۰گفتند که هست یار را شور وشری
  2. رباعی شمارهٔ ۱۹۴۱گفتی که تو دیوانه و مجنون خویی
  3. رباعی شمارهٔ ۱۹۴۲گوهر چه بود به بحر او جز سنگی
  4. رباعی شمارهٔ ۱۹۴۳گوئی که مگر به باغ رز رشته‌امی
  5. رباعی شمارهٔ ۱۹۴۴کی پست شود آنکه بلندش تو کنی
  6. رباعی شمارهٔ ۱۹۴۵کیوان گردی چو گرد مردان گردی
  7. رباعی شمارهٔ ۱۹۴۶لب بر لب هر بوسه ربائی بنهی
  8. رباعی شمارهٔ ۱۹۴۷مادام که در راه هوا و هوسی
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.