پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۷۸۸

خوش خوش صنما تازه رخان آمده‌ای

خندان بدو لب لعل گزان آمده‌ای

آن روز دلم ز سینه بردی بس نیست

کامروز دگر به قصد جان آمده‌ای

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۷۹۰گر آب دهی نهال خود کاشته‌ای
  2. رباعی شمارهٔ ۱۷۹۱گر با همه‌ای چو بی منی بی‌همه‌ای
  3. رباعی شمارهٔ ۱۷۹۲لطفی که مرا شبانه بنواخته‌ای
  4. رباعی شمارهٔ ۱۷۹۳با من ترش است روی یار قدری
  5. رباعی شمارهٔ ۱۷۹۴با نااهلان اگر چو جانی باشی
  6. رباعی شمارهٔ ۱۷۹۵با یار به گلزار شدم رهگذری
  7. رباعی شمارهٔ ۱۷۹۶بد می‌کنی و نیک طمع می‌داری
  8. رباعی شمارهٔ ۱۷۹۷پران باشی چو در صف یارانی
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.