پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۳۲

آن را که غمی باشد و بتواند گفت

گر از دل خود بگفت بتواند رفت

این طرفه گلی نگر که ما را بشکفت

نه رنگ توان نمود و نه بوی نهفت

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۳۴آن روی ترش نیست چنینش فعل است
  2. رباعی شمارهٔ ۱۳۵آن سایهٔ تو جایگه و خانهٔ ما است
  3. رباعی شمارهٔ ۱۳۶آن شاه که خاک پای او تاج سر است
  4. رباعی شمارهٔ ۱۳۷آن شب که ترا به خواب بینم پیداست
  5. رباعی شمارهٔ ۱۳۸آن شه که ز چاکران بدخو نگریخت
  6. رباعی شمارهٔ ۱۳۹آن عشق مجرد سوی صحرا می‌تاخت
  7. رباعی شمارهٔ ۱۴۰آن قاضی ما چو دیگران قاضی نیست
  8. رباعی شمارهٔ ۱۴۱آنکس که امید یاری غم داده است
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.