پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۳۶

آن شاه که خاک پای او تاج سر است

گفتم که فراق تو ز مرگم بتر است

اینک رخ زرد من گوا گفت براو

رخ را چه گله ست کار او همچو زر است

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۳۸آن شه که ز چاکران بدخو نگریخت
  2. رباعی شمارهٔ ۱۳۹آن عشق مجرد سوی صحرا می‌تاخت
  3. رباعی شمارهٔ ۱۴۰آن قاضی ما چو دیگران قاضی نیست
  4. رباعی شمارهٔ ۱۴۱آنکس که امید یاری غم داده است
  5. رباعی شمارهٔ ۱۴۲آنکس که بروی خواب او رشک پریست
  6. رباعی شمارهٔ ۱۴۳آنکس که ترا به چشم ظاهر دیده است
  7. رباعی شمارهٔ ۱۴۴آنکس که درون سینه را دل پنداشت
  8. رباعی شمارهٔ ۱۴۵آنکس که ز سر عاشقی باخبر است
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.