پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۳۹

آن عشق مجرد سوی صحرا می‌تاخت

دیدش دل من ز کر و فرش بشناخت

با خود می‌گفت چون ز صورت برهم

با صورت عشق عشقها خواهم باخت

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۴۱آنکس که امید یاری غم داده است
  2. رباعی شمارهٔ ۱۴۲آنکس که بروی خواب او رشک پریست
  3. رباعی شمارهٔ ۱۴۳آنکس که ترا به چشم ظاهر دیده است
  4. رباعی شمارهٔ ۱۴۴آنکس که درون سینه را دل پنداشت
  5. رباعی شمارهٔ ۱۴۵آنکس که ز سر عاشقی باخبر است
  6. رباعی شمارهٔ ۱۴۶آنکس که سرت برید غمخوار تو اوست
  7. رباعی شمارهٔ ۱۴۷آنکو ز نهال هوست خیزانست
  8. رباعی شمارهٔ ۱۴۸آن نور مبین که در جبین ما هست
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.