پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۵۳

هم لبان می‌فروشت باده را ارزان کند

هم دو چشم شوخ مستت رطل را گردان کند

هم جهان را نور بخشد آفتاب روی تو

زهر را تریاق سازد کفر را ایمان کند

هر که را در چشم آرد چشم او روشن شود

هر که را از جان برآرد غرقه جانان کند

چونک بر کرسی برآید پادشاه روح او

چرخ را برهم دراند عرش را لرزان کند

آنک از حاجت نظر دارد به کاسه هر کسی

لطف او برگیرد و همکاسه سلطان کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۵۵شاه ما از جمله شاهان پیش بود و بیش بود
  2. غزل شمارهٔ ۷۵۶علتی باشد که آن اندر بهاران بد شود
  3. غزل شمارهٔ ۷۵۷وصف آن مخدوم می‌کن گرچه می‌رنجد حسود
  4. غزل شمارهٔ ۷۵۸دل من کار تو دارد گل و گلنار تو دارد
  5. غزل شمارهٔ ۷۵۹دل من رای تو دارد سر سودای تو دارد
  6. غزل شمارهٔ ۷۶۰خنک آن کس که چو ما شد‌، همه تسلیم و رضا شد
  7. غزل شمارهٔ ۷۶۱چو سحرگاه ز گلشن مه عیار برآمد
  8. غزل شمارهٔ ۷۶۲بدرد مرده کفن را به سر گور برآید
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.