پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۱۱

نسیم‌الصبح جد بابتشار

و بشر حین یأتی بانتشار

واتحفنی لباس‌الجد منه

فانی من لباس الجد عاری

فقد احرقت فی صد و بعد

بنار لا تسلنی ای نار

اما تصغی الی قلب حریق

ینادی، یا حذاری، یا حذاری

و مما خان بی‌دهر قتول

و ما قدحان لی ادراک ثاری

اذا ما فیک افنی فیک احیی

اذا ما انت جاری، انت جاری

ظللت کیونس فی بطن حوت

فمذ صح‌الهوی کسروا فقاری

الا یا صاح انظر فی خدودی

تری او صافه ان کنت قاری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۱۳املا قدح البقا ندیمی!
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۱۴یا مالک دمة الزمان
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۱۵یا ساقیةالمدام هاتی
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۱۶طارت حیلی و زال حیلی
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۱۷قالت الکأس ارفعونی کم الی کم تحبسونی
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۱۸ترکبن طبقا عن طبق مولائی
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۱۹اسفا لقلبی یوما هجرالحبیب داری
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۲۰لا قی‌الفراش نارا کن هکذا حبیبی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.