پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۱۹

اسفا لقلبی یوما هجرالحبیب داری

و تحرقت ضلوعی و جوانحی بناری

و سعادة لیوم نظرالسعود فینا

نزل السهیل سهلا و اقام فی جواری

فدخلت لج بحر بطرا بما اتانی

فغرقت فیه لکن نظرالحبیب جاری

فتحت عیون قلبی فرأیت الف بحر

و مراکبا علیها بهوی الهوا سواری

تبریز حض فضلا و ترابه کمالا

بشعاع نور صدر هو افضل الکبار

تبریز اشفعی لی بشفاعة الی من

زعقات وجد قلبی لحقتة بالتواری

و لاجل سؤ حالی بتواضعی لدیه

و تعرضی هوانی بهواه والصغار

و تقول لا تقطع کبدا رهین شوق

برجاک ما یرجی و یذوب بالبواری

و تتوب من ذنوبی و تجاسری علیه

و لیه عود قلبی و نهایة الفرار

لمعات شمس دین هو سیدی حقیقا

هی اصل اصل روحی و وراء هاعواری

جمع الاله شملا قطعته شقوة لی

فهو الکبیر یعفو لجنایة العصاری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۲۱الا حریم لیلی، علیکم سلامی
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۲۲اخرج عن‌المکان، یا صارم‌الزمان
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۲۳یا من یزید حسنک حقا تحیری
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۲۴یا ویح نفسنا بفوات الفضائل
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۲۵یا ملک‌المحشر، ترحم لا ترتشی
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۲۶قلت له مصیحا یا ملک‌المشرق
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۲۷یا ساقی الراح خذ و امرلاء به طاسی
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۲۸ایا ملتقی العیش کم تبعدی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.