پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۱۷

قالت الکأس ارفعونی کم الی کم تحبسونی

ان جسمی فی زجاج بالنوی لا تکسرونی

اجعلوا الساقی خبیرا عارفا عنه سلونی

اننی لست احب المفتری لا تظلمونی

فاذا انتم سکرتم فوق السکر سکرا

فاقرعوا باب‌التقاضی واسألوا لا تقنطونی

کنت فی سیر خفی صورتی فی‌ذالسکون

خلتمنی کالجماد ذاک من نکس العیون

ان اردتم انتعاشا فاتقوا مکرالظنون

ان نکستم فاستقیموا واحذروا ریب‌المنون

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۱۹اسفا لقلبی یوما هجرالحبیب داری
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۲۰لا قی‌الفراش نارا کن هکذا حبیبی
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۲۱الا حریم لیلی، علیکم سلامی
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۲۲اخرج عن‌المکان، یا صارم‌الزمان
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۲۳یا من یزید حسنک حقا تحیری
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۲۴یا ویح نفسنا بفوات الفضائل
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۲۵یا ملک‌المحشر، ترحم لا ترتشی
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۲۶قلت له مصیحا یا ملک‌المشرق
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.