پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۷۰

اگر به خشم شود چرخ هفتم از تو بری

به جان من که نترسی و هیچ غم نخوری

اگر دلت به بلا و غمش مشرح نیست

یقین بدانک تو در عشق شاه مختصری

ز رنج گنج بترس و ز رنج هر کس نی

که خشم حق نبود همچو کینه بشری

چو غیر گوهر معشوق گوهری دانی

تو را گهر نپذیرد ازانک بدگهری

وگر چو حامله لرزان شوی به هر بویی

ز حاملان امانت بدانک بو نبری

پسند خویش رها کن پسند دوست طلب

که ماند از شکر آن کس که او کند شکری

ز ذوق خویش مگو با کسی که همدل نیست

ازانک او دگرست و تو خود کسی دگری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۷۲به من نگر که به جز من به هر کی درنگری
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۷۳بیا بیا که پشیمان شوی از این دوری
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۷۴مسلم آمد یار مرا دل افروزی
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۷۵بیا بیا که تو از نادرات ایامی
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۷۶بلندتر شده‌ست آفتاب انسانی
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۷۷ایا مربی جان از صداع جان چونی
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۷۸ز آب تشنه گرفته‌ست خشم می‌بینی
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۷۹بیامدیم دگربار سوی مولایی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.