پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۲۴

آه از عشق جمال حوره‌ای

کو گرفت از عاشقانش دوره‌ای

زندگیِ نوبه‌نو از کشتنش

صحتی تازه شد از رنجوره‌ای

گر گهر داری ببین حال مرا

در تک دریا ز دریا دوره‌ای

گفتم: ای عقلم کجایی؟ عقل گفت:

«چون شدم مِی، چون کنم انگوره‌ای؟!»

جان بسوز و سرمه کن خاکسترش

تا نمانَد در دو عالم کوره‌ای

تا کند جان‌های بی‌جان در سماع

گرد آن شهد ازل زنبوره‌ای

تا کند آن شمس تبریزی به حق

جمله ویران‌هات را معموره‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۲۶گر در آب و گر در آتش می‌روی
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۲۷ز کجا آمده‌ای می‌دانی
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۲۸آنچه در سینه نهان می‌داری
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۲۹ای خیالی که به دل می‌گذری
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۳۰تو چرا جمله نبات و شکری
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۳۱از دلبر نهانی گر بوی جان بیابی
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۳۲چه باشد ای برادر یک شب اگر نخسپی
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۳۳ای آنک امام عشقی تکبیر کن که مستی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.