پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۱۵

یکی گنجی پدید آمد در آن دکان زرکوبی

زهی صورت زهی معنی زهی خوبی زهی خوبی

زهی بازار زرکوبان زهی اسرار یعقوبان

که جان یوسف از عشقش برآرد شور یعقوبی

ز عشق او دو صد لیلی چو مجنون بند می‌درد

کز این آتش زبون آید صبوری‌های ایوبی

شده زرکوب و حق مانده تنش چون زرورق مانده

جواهر بر طبق مانده چو زرکوبی کروبی

بیا بنواز عاشق را که تو جانی حقایق را

بزن گردن منافق را اگر از وی بیاشوبی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۱۷ز رنگ روی شمس الدین گرم خود بو و رنگستی
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۱۸اگر امروز دلدارم کند چون دوش بدمستی
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۱۹غلام پاسبانانم که یارم پاسبانستی
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۲۰گر آبت بر جگر بودی دل تو پس چه کاره ستی
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۲۱اگر یار مرا از من غم و سودا نبایستی
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۲۲دل پردرد من امشب بنوشیده‌ست یک دردی
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۲۳دل آتش پرست من که در آتش چو گوگردی
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۲۴اگر آب و گل ما را چو جان و دل پری بودی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.