پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۷۱

سوخت یکی جهان به غم آتش غم پدید نی

صورت این طلسم را هیچ کسی بدید نی

می‌کشدم به هر طرف قوت کهربای او

ای عجبا بدید کس آنک مرا کشید نی

هست سماع چنگ نی هست شراب رنگ نی

صد قدح است بر قدح آنک قدح چشید نی

عشق قرابه باز و من در کف او چو شیشه‌ای

شیشه شکست زیر پا پای کسی خلید نی

در قدم روندگان شیخ و مرید بی‌عدد

در نفس یگانگی شیخ نه و مرید نی

آنک میان مردمان شهره شد و حدیث شد

سایه بایزید بد مایه بایزید نی

مژده دهید عاشقان عید وصال می رسد

ز آنک ندید هیچ کس خود رمضان و عید نی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۷۳آب تو ده گسسته را در دو جهان سقا توی
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۷۴ریگ ز آب سیر شد من نشدم زهی زهی
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۷۵باز ترش شدی مگر یار دگر گزیده‌ای
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۷۶هین که خروس بانگ زد وقت صبوح یا فتی
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۷۷سرکه هفت ساله را از لب او حلاوتی
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۷۸باز چه شد تو را دلا باز چه مکر اندری
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۷۹پیش از آنک از عدم کرد وجودها سری
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۸۰ای دل بی‌قرار من راست بگو چه گوهری
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.