پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۸۵

چو بگشادم نظر از شیوه تو

بشد کارم چو زر از شیوه تو

توی خورشید و من چون میوه خام

به هر دم پخته‌تر از شیوه تو

چو زهره می‌نوازم چنگ عشرت

شب و روز ای قمر از شیوه تو

به هر دم صد هزار اجزای مرده

شود چون جانور از شیوه تو

چرا ازرق قبای چرخ گردون

چنین بندد کمر از شیوه تو

چرا روی شفق سرخ است هر شام

به خونابه جگر از شیوه تو

ز شیوه ماهت استاره همی‌جست

گرفتم من بصر از شیوه تو

به خوبی همچو تو خود این محال است

چنان خوبی به سر از شیوه تو

ز انبوهی نباشد جان سوزن

ز عاشق وین حشر از شیوه تو

عجب چون آمد اندر عالم عشق

هزاران شور و شر از شیوه تو

اگر نه پرده آویزی به هر دم

بدرد این بشر از شیوه تو

اگر غفلت نباشد جمله عالم

شود زیر و زبر از شیوه تو

چرایم شمس تبریزی چو شیدا

به گرد بام و در از شیوه تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۸۷گران جانی مکن ای یار برگو
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۸۸در این رقص و در این های و در این هو
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۸۹بازم صنما چه می‌فریبی تو
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۹۰دیدی که چه کرد آن پری رو
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۹۱ای رونق نوبهار برگو
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۹۲ای عارف خوش کلام برگو
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۹۳ای صید رخ تو شیر و آهو
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۹۴آن وعده که کرده‌ای مرا کو
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.