پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۷۸

تو کمترخواره‌ای هشیار می‌رو

میان کژروان رهوار می‌رو

تو آن خنبی که من دیدم ندیدی

مرا خنبک مزن ای یار می‌رو

ز بازار جهان بیزار گشتم

تو دلالی سوی بازار می‌رو

چو من ایزار پا دستار کردم

تو پا بردار و با دستار می‌رو

مرا تا وقت مردن کار این است

تو را کار است سوی کار می‌رو

مرا آن رند بشکسته‌ست توبه

تو مرد صایمی ناهار می‌رو

شنیدی فضل شمس الدین تبریز

نداری دیده در اقرار می‌رو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۸۰از این پستی به سوی آسمان شو
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۸۱دل و جان را طربگاه و مقام او
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۸۲به پیشت نام جان گویم زهی رو
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۸۳به پیشت نام جان گویم زهی رو
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۸۴بیا ای رونق گلزار از این سو
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۸۵چو بگشادم نظر از شیوه تو
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۸۶خداوندا چو تو صاحب قران کو
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۸۷گران جانی مکن ای یار برگو
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.