پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۹۰

به پیش آر سغراق گلگون من

ندانم که باده‌ست یا خون من

نجاتی است جان را ز غرقاب غم

چو کشتی نوحی به جیحون من

مرا خوش بشوید ز آب و ز گل

رساند به اصل و به عرجون من

در اجزای من خوش درآمیخته

به خویشی چو موسی و هارون من

زهی آب حیوان زهی آتشی

که جمعند هر دو به کانون من

چو نایم ببوسد چو دفم زند

چه خوش چنگ درزد به قانون من

برو باقی از ساقی من بجوی

کز او یافت شیرینی افسون من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۹۲آن دلبر من آمد بر من
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۹۳تازه شد از او باغ و بر من
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۹۴یک قوصره پر دارم ز سخن
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۹۵با من صنما دل یک دله کن
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۹۶گر تنگ بدی این سینه من
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۹۷چون دل جانا بنشین بنشین
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۹۸شب محنت که بد طبیب و تو افکار یاد کن
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۹۹چند نظاره جهان کردن
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.