پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۷۹

عاشقان را مژده‌ای از سرفراز راستین

مژده مر دل را هزار از دلنواز راستین

مژده مر کان‌های زر را از برای خالصیش

هست نقاد بصیر و هست گاز راستین

مژده مر کسوه بقا را کز پی عمر ابد

هستش از اقبال و دولت‌ها طراز راستین

فرخا زاغی که در زاغی نماند بعد از این

پیش شمس الدین درآید گشت باز راستین

حبذا دستی که او بستم درازی کم کند

دست در فتراک او زد شد دراز راستین

شد دراز آن دست او تا بگذرید او را ختن

تا گرفت از جیب معشوقی طراز راستین

بعد از آن خوب طرازی چون شود همدست او

دو به دو چون مست گشته گفته راز راستین

چشم بگشاید ببیند از ورای وهم و روح

آنک بر ترک طرازی کرد ناز راستین

شاه تبریزی کریمی روح بخشی کاملی

در فرازی در وصال و ملک باز راستین

ملک جانی‌ها نه ملک فانیی جسمانیی

تا شود جان‌ها ز ملکش چشم باز راستین

مرحبا ای شاه جان‌ها مرحبا ای فر و حسن

ملک بخش بندگان و کارساز راستین

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۸۱مطربا نرمک بزن تا روح بازآید به تن
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۸۲گلسن بنده ستایک غرضم یق اشد رسن
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۸۳به خدا میل ندارم نه به چرب و نه به شیرین
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۸۴بده آن مرد ترش را قدحی ای شه شیرین
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۸۵صنما بیار باده بنشان خمار مستان
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۸۶صنما به چشم شوخت که به چشم اشارتی کن
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۸۷هله نیم مست گشتم قدحی دگر مدد کن
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۸۸چه شکر داد عجب یوسف خوبی به لبان
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.