پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۸۱

مطربا نرمک بزن تا روح بازآید به تن

چون زنی بر نام شمس الدین تبریزی بزن

نام شمس الدین به گوشت بهتر است از جسم و جان

نام شمس الدین چو شمع و جان بنده چون لگن

مطربا بهر خدا تو غیر شمس الدین مگو

بر تن چون جان او بنواز تن تن تن تنن

تا شود این نقش تو رقصان به سوی آسمان

تا شود این جان پاکت پرده سوز و گام زن

شمس دین و شمس دین و شمس دین می گوی و بس

تا ببینی مردگان رقصان شده اندر کفن

مطربا گرچه نیی عاشق مشو از ما ملول

عشق شمس الدین کند مر جانت را چون یاسمن

لاله‌ها دستک زنان و یاسمین رقصان شده

سوسنک مستک شده گوید که باشد خود سمن

خارها خندان شده بر گل بجسته برتری

سنگ‌ها باجان شده با لعل گوید ما و من

ایها الساقی ادر کأس الحمیا نصفه

ان عشقی مثل خمر ان جسمی مثل دن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۸۳به خدا میل ندارم نه به چرب و نه به شیرین
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۸۴بده آن مرد ترش را قدحی ای شه شیرین
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۸۵صنما بیار باده بنشان خمار مستان
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۸۶صنما به چشم شوخت که به چشم اشارتی کن
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۸۷هله نیم مست گشتم قدحی دگر مدد کن
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۸۸چه شکر داد عجب یوسف خوبی به لبان
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۸۹جنتی کرد جهان را ز شکر خندیدن
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۹۰جان حیوان که ندیده است به جز کاه و عطن
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.