پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۴۸

چه باشد پیشه عاشق به جز دیوانگی کردن

چه باشد ناز معشوقان به جز بیگانگی کردن

ز هر ذره بیاموزید پیش نور برجستن

ز پروانه بیاموزید آن مردانگی کردن

چو شیر مست بیرون جه نه اول دان و نه آخر

که آید ننگ شیران را ز روبه شانگی کردن

سرافراز است کُه لیکن نداند ذره باشیدن

چه گویم باز را لیکن کجا پروانگی کردن

به پیش تیر چون اسپر برهنه زخم را جستن

میان کوره با آتش چو زر همخانگی کردن

گر آب جوی شیرین است ولی کو هیبت دریا

کجا فرزین شه بودن کجا فرزانگی کردن

توی پیمانه اسرار گوش و چشم را بربند

نتاند کاسه سوراخ خود پیمانگی کردن

اگر باشد شبی روشن کجا باشد به جای روز

وگر باشد شبه تابان کجا دردانگی کردن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۵۰چراغ عالم افروزم نمی‌تابد چنین روشن
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۵۱نشانی‌هاست در چشمش نشانش کن نشانش کن
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۵۲چو آمد روی مه رویم کی باشم من که باشم من
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۵۳چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۵۴چه دانی تو خراباتی که هست از شش جهت بیرون
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۵۵چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۵۶مرا هر دم همی‌گویی که برگو قطعه شیرین
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۵۷توقع دارم از لطف تو ای صدر نکوآیین
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.