پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۹۶

گر ز سر عشق او داری خبر

جان بده در عشق و در جانان نگر

عشق دریاییست و موجش ناپدید

آب دریا آتش و موجش گهر

گوهرش اسرار و هر سویی از او

سالکی را سوی معنی راه بر

سر کشی از هر دو عالم همچو موی

گر سر مویی از این یابی خبر

دوش مستی خفته بودم نیم شب

کاوفتاد آن ماه را بر ما گذر

دید روی زرد من در ماهتاب

کرد روی زرد ما از اشک تر

رحمش آمد شربت وصلم بداد

یافت یک یک موی من جانی دگر

گرچه مست افتاده بودم از شراب

گشت یک یک موی بر من دیده ور

در رخ آن آفتاب هر دو کون

مست لایعقل همی‌کردم نظر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۹۸آمدم من بی‌دل و جان ای پسر
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۹۹ای نهاده بر سر زانو تو سر
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۰۰بس که می‌انگیخت آن مه شور و شر
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۰۱نرم نرمک سوی رخسارش نگر
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۰۲عشق را با گفت و با ایما چه کار
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۰۳رفتم آن جا مست و گفتم ای نگار
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۰۴باز شد در عاشقی بابی دگر
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۰۵ای خیالت در دل من هر سحور
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.