پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر پنجم

بخش ۲۲ - تفاوت عقول در اصل فطرت خلاف معتزله کی ایشان گویند در اصل عقول جزوی برابرند این افزونی و تفاوت از تعلم است و ریاضت و تجربه

این تفاوت عقلها را نیک دان

در مراتب از زمین تا آسمان

هست عقلی هم‌چو قرص آفتاب

هست عقلی کمتر از زهره و شهاب

هست عقلی چون چراغی سرخوشی

هست عقلی چون ستارهٔ آتشی

زانک ابر از پیش آن چون وا جهد

نور یزدان‌بین خردها بر دهد

عقل جزوی عقل را بدنام کرد

کام دنیا مرد را بی‌کام کرد

آن ز صیدی حسن صیادی بدید

وین ز صیادی غم صیدی کشید

آن ز خدمت ناز مخدومی بیافت

وآن ز مخدومی ز راه عز بتافت

آن ز فرعونی اسیر آب شد

وز اسیری سبط صد سهراب شد

لعب معکوسست و فرزین‌بند سخت

حیله کم کن کار اقبالست و بخت

بر خیال و حیله کم تن تار را

که غنی ره کم دهد مکار را

مکر کن در راه نیکو خدمتی

تا نبوت یابی اندر امتی

مکر کن تا وا رهی از مکر خود

مکر کن تا فرد گردی از جسد

مکر کن تا کمترین بنده شوی

در کمی رفتی خداونده شوی

روبهی و خدمت ای گرگ کهن

هیچ بر قصد خداوندی مکن

لیک چون پروانه در آتش بتاز

کیسه‌ای زان بر مدوز و پاک باز

زور را بگذار و زاری را بگیر

رحم سوی زاری آید ای فقیر

زاری مضطر تشنه معنویست

زاری سرد دروغ آن غویست

گریهٔ اخوان یوسف حیلتست

که درونشان پر ز رشک و علتست

ادامه‌ی دفتر پنجم

  1. بخش ۲۴ - در بیان آنک هیچ چشم بدی آدمی را چنان مهلک نیست کی چشم پسند خویشتن مگر کی چشم او مبدل شده باشد به نور حق که بی یسمع و بی یبصر و خویشتن او بی‌خویشتن شدهپر طاوست مبین و پای بین
  2. بخش ۲۵ - تفسیر وَ إِنْ یَکادُ الَّذینَ کَفَروا لَیُزْلِقونَکَ بِأَبْصارِهِمْ الایهیا رسول‌الله در آن نادی کسان
  3. بخش ۲۶ - قصهٔ آن حکیم کی دید طاوسی را کی پر زیبای خود را می‌کند به منقار و می‌انداخت و تن خود را کل و زشت می‌کرد از تعجب پرسید کی دریغت نمی‌آید گفت می‌آید اما پیش من جان از پر عزیزتر است و این پر عدوی جان منستپر خود می‌کند طاوسی به دشت
  4. بخش ۲۷ - در بیان آنک صفا و سادگی نفس مطمنه از فکرتها مشوش شود چنانک بر روی آینه چیزی نویسی یا نقش کنی اگر چه پاک کنی داغی بماند و نقصانیروی نفس مطمئنه در جسد
  5. بخش ۲۸ - در بیان قول رسول علیه‌السلام لا رهبانیة فی‌الاسلامبَرمَکن پر را و دل برکن ازو
  6. بخش ۲۹ - در بیان آنک ثواب عمل عاشق از حق هم حق استعاشقان را شادمانی و غم اوست
  7. بخش ۳۰ - در تفسیر قول رسول علیه‌السلام ما مات من مات الا و تمنی ان یموت قبل ما مات ان کان برا لیکون الی وصول البر اعجل و ان کان فاجرا لیقل فجورهزین بفرمودست آن آگه رسول
  8. بخش ۳۱ - در بیان آنک عقل و روح در آب و گل محبوس‌اند هم‌چون هاروت و ماروت در چاه بابلهم‌چو هاروت و چو ماروت آن دو پاک
همه‌ی دفتر پنجم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.