پرش به محتوای اصلی
عثمان مختاری عثمان مختاری

شهریارنامه

بخش ۳۰ - کشته شدن بلال بدست نسناس زنگی گوید

بدو گفت کای زنگی دیو چهر

بگیری زمن دستبردی بدهر

چنانت ز میدان فرستم بدر

که بر تو بگریند مام و پدر

بگفت این و برداشت گرز کشن

بغرید ماننده اهرمن

بزد بر سر گرد نسناس تیز

مر آن گرز کین همچو الماس تیز

فتاد از بر فیل بر خاک خوار

به یک گرز برگشت از کارزار

چو هیتال دید آن رقیب سپاه

که شد کشته بلال در رزمگاه

ز سر شهپر خسروی برگرفت

ببارید خون دست بر سر گرفت

چو برگشت بخت از من خاکسار

چو شد کشته بلال خنجر گزار

ادامه‌ی شهریارنامه

  1. بخش ۳۲ - پیدا شدن نقابدار سیه پوش و رزم او با نقابدار زرد پوش گویدبد آن زرد پوش آن سیه پوش گفت
  2. بخش ۳۳ - نامه نوشتن هیتال شاه به اکره دیو و آمدن شنگاوه گرد گویدچو کرد اژدهای شب قیر فام
  3. بخش ۳۴ - صف آرائی هیتال با ارژنگ شاه در برابر همدیگرسپه جمله جنبید از جای خویش
  4. بخش ۳۵ - رها شدن شهریار از بند هیتال شاه گویدچو صف دو لشکر چنین راست گشت
  5. بخش ۳۶ - خبردار شدن هیتال شاه از بند پاره کردن شهریار و بدر رفتن گویدکشیدند صف چار لشکر چنین
  6. بخش ۳۷ - بردن شهریار شنگاوه را به پیش ارژنگ شاه گویدببردش کشا(ن) پیش ارژنگ شاه
  7. بخش ۳۸ - هنرنمائی کردن فرانک با شهریار گویدبیامد به پیش فرانک دلیر
  8. بخش ۳۹ - بخشیدن جام انجمن نمای با آئینه حکمت ارژنگ شاه به شهریار گویدچو زین باغ طاووس زرین پر
همه‌ی شهریارنامه ←

عثمان مختاری درباره‌ی عثمان مختاری

حکیم ابوعمر بهاءالدین عثمان بن عمر مختاری غزنوی شاعر و حماسه‌سرای برجسته دوره پایانی سده پنجم و دوره آغازین سده ششم هجری قمری بود. از زندگانی او دانسته‌های اندکی در دست است. تاریخ زاده شدن او را میان سال‌های ۴۵۷–۶۹ و درگذشت او را میان سال‌های ۵۱۲–۵۴۸ نوشته‌اند. مختاری در سرودن غزل و قصیده و رباعی و قطعه و ترکیبات و مثن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.