پرش به محتوای اصلی
عثمان مختاری عثمان مختاری

شهریارنامه

بخش ۳۴ - صف آرائی هیتال با ارژنگ شاه در برابر همدیگر

سپه جمله جنبید از جای خویش

ندانست بیدل سر از پای خویش

بکردند دم ستوران گره

به خود راست کردند گردان زره

میان تنگ بستند مر جنگ را

کشیدند تنگ و زبر تنگ را

سنانها گرفتند در دست خوار

بزین خدنگ اندر آمد سوار

علم ها ز هر سو برافراشتند

همه رزمرا بزم پنداشتند

نهادند سر سوی آوردگاه

دو لشکر ز کین همچو ابر بلاه

کشیدند صف در صف یکدگر

سپرد در کف و تیغ کین در کمر

تبیره زنان پیل با نان شاه

ابر پشت پیل آن میان سپاه

همین ناله نای و شیپور بود

یلانرا تو گوئی مگر سور بود

سر پر دل از باده کینه مست

دل بیدلان رفته بیرون ز دست

بایستاد شنگاوه پیش سپاه

پس پشت او فیلبانان شاه

ز فیلا(ن) که آمد بعرض شمار

بدی شش هزار اندران کار زار

همه زیر برگستوان کجیم

بدی کوه را دل از ایشان دونیم

بهرفیل برده دلیری سوار

همه ناوک انداز خنجر گزار

درآمد به معرض شمار سپاه

دوره صد هزار اندر آوردگاه

صف اندر صف ایستاد لشکر چو کوه

فکندند برجای ها همچو کوه

وزین روی صف شاه ارژنگ بست

کمر باز مر کینه را تنگ بست

کشیدند صف از یمین و یسار

دلیران زنگی دوره صد هزار

به پیش اندران گرد نسناس بود

که در کنیه اش چنگ چون داس بود

کشیدند پیلان به پیش سپاه

به قلب اندر آن بود ارژنگ شاه

هزار صد شصت پیل گزین

به پیش سپه داشت از بهر کین

سیاهان کشیدند صف شگرف

چو زاغان که باشند بر روی برف

بدست سیاهان سپرهای زر

نموده چو در شب ز گرد(و)ن قمر

سنانها بدست سیاهان بتاب

نموده چو در شب ز گرد(و)ن شهاب

کمان در کف هندوی بدسگال

نموده چو در دست کیوان هلال

ز بس جوشن و خنجر و خود و کبر

تو گفتی ستاره نموده ز ابر

زمین موج میزد ز لشکر شگرف

چنان چونکه از باد دریای ژرف

ادامه‌ی شهریارنامه

  1. بخش ۳۶ - خبردار شدن هیتال شاه از بند پاره کردن شهریار و بدر رفتن گویدکشیدند صف چار لشکر چنین
  2. بخش ۳۷ - بردن شهریار شنگاوه را به پیش ارژنگ شاه گویدببردش کشا(ن) پیش ارژنگ شاه
  3. بخش ۳۸ - هنرنمائی کردن فرانک با شهریار گویدبیامد به پیش فرانک دلیر
  4. بخش ۳۹ - بخشیدن جام انجمن نمای با آئینه حکمت ارژنگ شاه به شهریار گویدچو زین باغ طاووس زرین پر
  5. بخش ۴۰ - مجلس آراستن ارژنگ شاه با شهریار گویدچنین گفت ارژنگ با نامور
  6. بخش ۴۱ - صف کشیدن لشکر با همدیگر در برابر همدیگر گویددلیران ببستند ساز نبرد
  7. بخش ۴۲ - رزم شنگاوه با لشکر هیتال شاهبه قلب اندرون شاه در پیش پیل
  8. بخش ۴۳ - رزم توپال برادر هیتال شاه با شنگاوه گویدبه شنگاوه گفت ای ستمکاره مرد
همه‌ی شهریارنامه ←

عثمان مختاری درباره‌ی عثمان مختاری

حکیم ابوعمر بهاءالدین عثمان بن عمر مختاری غزنوی شاعر و حماسه‌سرای برجسته دوره پایانی سده پنجم و دوره آغازین سده ششم هجری قمری بود. از زندگانی او دانسته‌های اندکی در دست است. تاریخ زاده شدن او را میان سال‌های ۴۵۷–۶۹ و درگذشت او را میان سال‌های ۵۱۲–۵۴۸ نوشته‌اند. مختاری در سرودن غزل و قصیده و رباعی و قطعه و ترکیبات و مثن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.