پرش به محتوای اصلی
میرداماد میرداماد

رباعیات

شمارهٔ ۳۰۹

جان چون تن و تن چو جان کند قدرت تو

گوئی ز می آسمان کند قدرت تو

مرکز فلک و فلک شود مرکز خاک

آن روز که امتحان کند قدرت تو

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۳۱۱شد غرفه به خون جگر آواره تو
  2. شمارهٔ ۳۱۲کو عمر که داد عیش بستانم ازو
  3. شمارهٔ ۳۱۳هر تن که سرشت بد بود محضر او
  4. شمارهٔ ۳۱۴مستیم و خراب کنج میخانه تو
  5. شمارهٔ ۳۱۵ای دل نشدی تا به ره عشق آگاه
  6. شمارهٔ ۳۱۶در راه تو دیوانه شدن ما را به
  7. شمارهٔ ۳۱۷ای سرو ز بالای تو پست افتاده
  8. شمارهٔ ۳۱۸دل در غمت از دو کون برداشته به
همه‌ی رباعیات ←

میرداماد درباره‌ی میرداماد

میر برهان‌الدّین محمدباقر استرآبادی نامور به «میرداماد» و «معلم ثالث»، متخلّص به «اشراق» فیلسوف، متکلم و فقیه برجستهٔ دورهٔ صفویه و از ارکانِ مکتب فلسفی اصفهان است. میرداماد فرزند میر شمس الدین محمد استرآبادی مشهور به داماد و از سادات حسینی گرگان است. محمد استرآبادی با دختر علی بن عبد العالی معروف به محقق کرکی ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.