پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۹

رفت سوی خانه چون بنمود روی خویش را

تا نماید بر غریبان راه کوی خویش را

در نیابم لذتی از همزبانیهای یار

بس که می یابم پریشان، گفت وگوی خویش را

آن پری از من گریزان است و من از انفعال

می کنم پنهان ز مردم جست وجوی خویش را

بس که ورزیدم به او بیگانگی، نزدیک شد

کآشنای خود کنم، بیگانه خوی خویش را

با وجود وصل، در دل حسرت دیدار ماند

بس که یار از ناز برمی تافت روی خویش را

عالمی شد همچو میلی آهوی سر در کمند

چون گشوده از هم کمند مشکبوی خویش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱ای از کرشمه رخنه گر جان من بیا
  2. شمارهٔ ۱۲دمی که دل تپد، از غم امان دهد ما را
  3. شمارهٔ ۱۳ساعد آن سیمبر سوزد مرا
  4. شمارهٔ ۱۴زبس که سوخته داغ جدایی تو مرا
  5. شمارهٔ ۱۵کدام بت شده رهزن دل چو سنگ ترا
  6. شمارهٔ ۱۶من کجا، آرزوی وصل دلارام کجا
  7. شمارهٔ ۱۷به غضب تلخ مکن عیش من مسکین را
  8. شمارهٔ ۱۸گر بیخودی مجال دهد اضطراب را
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.