پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

ببین کز حیله سازیها ز ره چون می برد ما را

که باز از وعده دارم گرم، بازار تمنّا را

به پیش آشنایان گفتم از لطفش، چه دانستم

که از بیگانگیها شرمساری می‌دهد ما را

مرا خواند برای قتل و من از شوق پندارم

که دستی می‌زنم، گر می‌نهم در کوی او پا را

به او کردم سخن امروز گستاخانه در مستی

چه خواهم کرد یا رب سرگرانیهای فردا را

رقیب آمد به مجلس تا خورد خون ترا میلی

همان بهتر که برخیزی و بگذاری به او جا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰شهید عشق تو بیند چو دود آه مرا
  2. شمارهٔ ۳۱انگشت اگر زنی به لبم چون پیاله‌ها
  3. شمارهٔ ۳۲بیا ای قاصد از کویش، زغم آزاد کن مارا
  4. شمارهٔ ۳۳امّید وعد‌ه‌های تو نو می‌کند مرا
  5. شمارهٔ ۳۴در پا غمت چو صید زبون می‌کشد مرا
  6. شمارهٔ ۳۵مشو با روی آتشناک، شب‌ها شمع محفل‌ها
  7. شمارهٔ ۳۶در ایّام روزه به از روز ما شب
  8. شمارهٔ ۳۷دامان ناز برزد وتیغ جفا گرفت
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.