پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۳۳

ساقی که به دست من دهد جام شراب

از می کنمش تهی و از دیده پر آب

می خوردن من درین غمان هست ثواب

گر درد کم آگاه بود مرد خراب

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۳۵اول ز پی وصال روح افزایت
  2. شمارهٔ ۳۶اشکم که زمین از نم او آغشتست
  3. شمارهٔ ۳۷مار دو سر چهار چشم است ای دوست
  4. شمارهٔ ۳۸امروز به شهر هست همنام تو بیست
  5. شمارهٔ ۳۹بر روی دو زلفین بتابم زد دوست
  6. شمارهٔ ۴۰مسعود ملک ملک نگهبان چو تو نیست
  7. شمارهٔ ۴۱از وصلت آنکه همچو سوسنش تنست
  8. شمارهٔ ۴۲آن را که تو در دلی خرد در سر اوست
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.