پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

قصاید

شمارهٔ ۳۹ - در مدح پادشاه

ماه صیام آمد این ملک به سلامت

فرخ و فرخنده باد ماه صیامت

آمد ماه بزرگوار گرامی

و آسود از تلخ باده زرین جامت

نزد خداوند عرش بادا مقبول

طاعت خیر تو و صیام قیامت

نام تو پاینده باد از آنکه نبشه ست

دست بقا برنگین دولت نامت

چرخی و تابنده خلق توست نجومت

بحری و بخشنده کف توست غمامت

شیری و میدان رزمگاه عرینت

تیغی و خفتان و مغفرست نیامت

مهری و هرگز مباد هیچ کسوفت

دهری و هرگز مباد هیچ ظلامت

هست سهام تو دو دیده حاسد

گویی کز خواب کرده اند سهامت

هست حسامت همیشه بر سر اعدا

گویی کز عقل کرده اند حسامت

قیصر در روم گشته بنده بنده ت

کسری در پارس شد غلام غلامت

خان به شب از سهم تو نخسبد هرگز

گر به بر خان رسد ز خشم پیامت

هست به دام تو دشمن تو همیشه

گویی گشت این جهان سراسر دامت

دیده بدخواه تو چو دیده افعی است

از سر آن خنجر ز مرد فامت

کام خود از بخت خود نیابد هرگز

هر که ز خلق جهان نجوید کامت

دایم تابنده باد بر فلک ملک

طلعت تابنده چو ماه تمامت

بادا در بوستان عمر قرارت

بادا اندر سرای ملک مقامت

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۴۱ - در ستایش امیر منصور بن سعیدکفایت را ستوده اختیار است
  2. شمارهٔ ۴۲ - اندرزکس را بر اختیار خدای اختیار نیست
  3. شمارهٔ ۴۳ - حسب حالدلم از نیستی چو ترسا نیست
  4. شمارهٔ ۴۴ - در ستایش یمین الدوله بهرامشاهای بت لبت ملیست که آن را خمار نیست
  5. شمارهٔ ۴۵ - در مدح ثقة الملک طاهربن علیهر چه اقبال بیندیشید آمد همه راست
  6. شمارهٔ ۴۶ - مدیح بهرامشاهچون ره اندر برگرفتم دلبرم در برگرفت
  7. شمارهٔ ۴۷ - مدح ملک ارسلان بن مسعود و ذکر خیر بونصر پارسیاین عقل در یقین زمانه گمان نداشت
  8. شمارهٔ ۴۸ - در صفت ابر و مدح یکی از بزرگانزهی هوا را طواف و چرخ را مساح
همه‌ی قصاید ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.