پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

قصاید

شمارهٔ ۲۶۷ - سلطان مسعود را ستاید

ای ملک شیردل پیل تن

صفدر لشکرشکن تیغ زن

خسرو مسعود سعود فلک

بر سر تاج تو شده انجمن

دولت در خدمت و در مدح تو

بسته میانست و گشاده دهن

رخش تو بر خاک چو بگشاد کام

دشت شود پر گل و پر یاسمن

تیغ تو چون گشت برهنه به جنگ

جوشن پوشد ز نهیب اهرمن

بیش به هندستان از غزو تو

نه تن بت ماند نه جان شمن

گویدی اوصاف تو گر یابدی

خامه و شمشیر و زبان و سخن

بر فلک گردان نعش بنات

تا نشود جمع چو نجم پرن

بادی تابنده چو مهر فلک

بادی بالنده چو سرو چمن

ناصح تو محتشم و محترم

حاسد تو منهزم و ممتحن

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۶۹ - مدح عمیدالملک ابوالقاسمروز نوروز و ماه فروردین
  2. شمارهٔ ۲۷۰ - مدیح سیف الدوله محمودگر نه شاگرد کف شاه جهان شد مهرگان
  3. شمارهٔ ۲۷۱ - هم در مدح اوروز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان
  4. شمارهٔ ۲۷۲ - ستایش سلطان مسعودای خرد را به راستی قانون
  5. شمارهٔ ۲۷۳ - ثنای سیف الدوله محمودبر من بتافت یار و بتابم ز تاب او
  6. شمارهٔ ۲۷۴ - در مدحای اختیار عالم در اختیار تو
  7. شمارهٔ ۲۷۵ - مدح منصور بن سعیدای کشتئی که در شکم توست آب تو
  8. شمارهٔ ۲۷۶ - مرثیت یکی از دوستانبر عمر خویش گریم یا بر وفات تو
همه‌ی قصاید ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.