پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

قصاید

شمارهٔ ۲۷۶ - مرثیت یکی از دوستان

بر عمر خویش گریم یا بر وفات تو

واکنون صفات خویش کنم یا صفات تو

رفتی و هست بر جا از تو ثنای خوب

مردی و زنده مانده ز تو مکرمات تو

دیدی فضای مرگ و برون رفتی از جهان

نادیده چهره تو بنین و بنات تو

خلقی یتیم گشت و جهانی اسیر شد

زین در میان حسرت و قربت ممات تو

گر بسته بود بر تو در خانه تو بود

بر هر کسی گشاده طریق صلات تو

تو ناامید گشتی از عمر خویشتن

نومید شد به هر جا از تو عفاف تو

نالد همی به زاری و گرید همی به درد

آنکس که یافتی صدقات و زکات تو

بر هیچ کس نماند که رحمت نکرده ای

کز رحمت آفرید خداوند ذات تو

مانا که پیش خواست تو را کردگار از آنک

شادی نبود هیچ تو را از حیات تو

خون جگر ز دیده برون افکند همی

مسکین برادر تو سعید از وفات تو

گوید که با که گویم اکنون غمان دل

از که شنید خواهم چون در نکات تو

اندوه من به روی تو بودی گسارده

و آرام یافتی دل من از عظات تو

از مرگ تو به شعر خبر چون کنم که نیست

دشمن ترین خلق جهان جز ثقات تو

جان همچو خون دیده ز دیده براندمی

گر هیچ سود کردی و بودی نجات تو

ایزد عطا دهادت دیدار خویشتن

یکسر کناد عفو همه سیئات تو

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۷۸ - مدح یکی از شهانای خنجر بران تو روز وغا برهان تو
  2. شمارهٔ ۲۷۹ - مدح ابوسعد بابو و شرح حال خویشلاله رویاند سرشکم تازه در هر مرحله
  3. شمارهٔ ۲۸۰ - مدحتگریای نصرت و فتح پیش برکرده
  4. شمارهٔ ۲۸۱ - مدح محمد خاصدولت خاص و خاصه زاده شاه
  5. شمارهٔ ۲۸۲ - گفتگو با خویشتنای سرد و گرم دهر کشیده
  6. شمارهٔ ۲۸۳ - ستایش ثقة الملک طاهر بن علیای ملک ملک چون نگار کرده
  7. شمارهٔ ۲۸۴ - مدح ملک ارسلان بن مسعودای به عارض سپید و زلف سیاه
  8. شمارهٔ ۲۸۵ - تهنیت فتح هندوستانای ذکر خنجر تو به عالم سمر شده
همه‌ی قصاید ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.