پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

قصاید

شمارهٔ ۲۷۲ - ستایش سلطان مسعود

ای خرد را به راستی قانون

وی دل تو ز هر هنر قارون

دون طبع تو مایه دریا

زیر قدر تو پایه گردون

فضل را فکرت تو یاری گر

جود را نعمت تو را همنون

هر محاسن که در جهان باشد

نبود از خصال تو بیرون

به کمال بضاعتی منسوب

وز دها و کفایتی معجون

از سعودست نام و کنیت تو

که همه با سعادتی مقرون

بحر طبعی شگفت نیست که هست

همه لفظ تو لؤلؤ مکنون

گرد اقبال تو نیارد گشت

به مضرت زمانه وارون

هر زمان فتنه بر سیاست تو

چون معزم همی کند افسون

هر که از مجلس تو دور بود

همچو من باشد ای عجب مغبون

خون همی گردد و نیارم گفت

دلم از رنج های گوناگون

دارم از حرز مدح تو تعویذ

ورنه در حال گردمی مجنون

باز پشتم قوی به دولت توست

از فلک باک نایدم اکنون

چون تو حری مرا به دست بود

کی براندیشم از زمانه دون

تا کند ماه و آفتاب همی

روز و شب را به روشنی مرهون

باد روزت نهار لهوانگیز

باد بختت هلال روزافزون

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۷۴ - در مدحای اختیار عالم در اختیار تو
  2. شمارهٔ ۲۷۵ - مدح منصور بن سعیدای کشتئی که در شکم توست آب تو
  3. شمارهٔ ۲۷۶ - مرثیت یکی از دوستانبر عمر خویش گریم یا بر وفات تو
  4. شمارهٔ ۲۷۷ - ستایشگریای شیر رزم شیر شکاری شکار تو
  5. شمارهٔ ۲۷۸ - مدح یکی از شهانای خنجر بران تو روز وغا برهان تو
  6. شمارهٔ ۲۷۹ - مدح ابوسعد بابو و شرح حال خویشلاله رویاند سرشکم تازه در هر مرحله
  7. شمارهٔ ۲۸۰ - مدحتگریای نصرت و فتح پیش برکرده
  8. شمارهٔ ۲۸۱ - مدح محمد خاصدولت خاص و خاصه زاده شاه
همه‌ی قصاید ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.