پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

قصاید

شمارهٔ ۲۶۵ - مدح شیرزاد

راست کن طارم کاراسته شد گلشن

تازه کن جانها جانا به می روشن

بر جمال شه ساقی تو قدح ها ده

بر ثنای شه مطرب تو نواها زن

بازوی دولت و تاج شرف و ملت

شیرزاد آن شه پیل افکن شیر اوژن

آنکه در خدمت گیتی شودش بنده

وانکه از طاعت گردون نهدش گردن

بسطت جاهش در دهر برد لشکر

رفعت قدرش بر چرخ کشد دامن

لطف و خلقش را چون آب شود آتش

عنف و بأسش را چون موم شود آهن

ببرد رخشش گر چرخ بود مقصد

بگذرد زخمش گر کوه شود جوشن

دست لهوش را ناهید شود یاره

فرق عزش را خورشید سزد گر زن

روز بزم او یادی مکن از حاتم

وقت رزم او ذکری مبر از بیژن

باد در دولت تا عقل بود در سر

باد در نعمت تا روح بود در تن

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۶۷ - سلطان مسعود را ستایدای ملک شیردل پیل تن
  2. شمارهٔ ۲۶۸ - قصیده دیگر در مدح ملک ارسلانملک ملک ارسلان
  3. شمارهٔ ۲۶۹ - مدح عمیدالملک ابوالقاسمروز نوروز و ماه فروردین
  4. شمارهٔ ۲۷۰ - مدیح سیف الدوله محمودگر نه شاگرد کف شاه جهان شد مهرگان
  5. شمارهٔ ۲۷۱ - هم در مدح اوروز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان
  6. شمارهٔ ۲۷۲ - ستایش سلطان مسعودای خرد را به راستی قانون
  7. شمارهٔ ۲۷۳ - ثنای سیف الدوله محمودبر من بتافت یار و بتابم ز تاب او
  8. شمارهٔ ۲۷۴ - در مدحای اختیار عالم در اختیار تو
همه‌ی قصاید ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.