پرش به محتوای اصلی
ملا مسیح ملا مسیح

رام و سیتا

بخش ۶ - حکایت بر سبیل تمثیل

به چشم خویش دیدم عاشق مست

چو جان نقشی نهاده بر کف دست

به جان آن نقش بیجان را خریدار

وزان صورت به حیرت نقش دیوار

بران کاغذ نهاده دیدهٔ تر

به خواهش چون گدا بر کاغذ زر

شدم نزدیک آن از خویش آزاد

مرا همدرد خود دانسته، شد شاد

بگفتم کز کسی این یادگار است

بگفتا: نامه نی، کین عین یار است

بگفتم باز گو از سر به تفصیل

بگفتن شد زبان یکسر به تعجیل

بگفتا: نقشبندی بی نظیرم

که مانی جان فشاند بر حریرم

یکایک صورتی زینسان کشیدم

ز دست خویش دیدم آنچه دیدم

کنون در عشق آن جان می دهم جان

یکی خود کرده را خود نیست درمان

به نقشش آفرین را لب گشادم

به انصافش دو صد انصاف دادم

بگفتم دل به عشقش زان نهادی

که خود انصاف دست خویش دادی

مسیح از خام طبعی لب نبستی

ادب باید درین جا گرچه مستی

خدا نعت محمد داند و بس

نیاید کار مردان از دگر کس

ادامه‌ی رام و سیتا

  1. بخش ۸ - در بیان اوصاف پیر خودسعادت نامۀ اختر بلندی
  2. بخش ۹ - در مدح نورالدین جهانگیر پادشاهجهان نو زنده گشت از حسن تدبیر
  3. بخش ۱۰ - در صفت معشوقسخن معشوقۀ عاشق مزاج است
  4. بخش ۱۱ - در صفت ملک هندوستانز من عشق است هندستان زمین را
  5. بخش ۱۲ - در مذمت حساددر افکندم به میدان گوی دعوی
  6. بخش ۱۳ - در حسب حال خوداگرچه خاطرم دریای رازست
  7. بخش ۱۴ - آغاز داستان رام و سیتاشکر گفتارِ این شیرین فسانه
  8. بخش ۱۵ - مشورت کردن راجه جسرت برای اولاد با وزیرانشبی از دور بینی خلوت آراست
همه‌ی رام و سیتا ←

ملا مسیح درباره‌ی ملا مسیح

شیخ سعدالله مسیح پانی‌پتی یا خیرانوی شاعر هندی، معاصر شاه جهان و جهانگیرشاه از شاهان گورکانی هند بوده و با ادیبان معاصر خود از جمله شیدا، صائب و مقرب‌خان روابط حسنه‌ای داشته است. او دوازده سال در بنارس اقامت گزیده و به مطالعهٔ زبان و ادبیات سانسکریت پرداخته بود که این دوران در استفادهٔ فراوان از واژه‌های سانسکریت و هند...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.