پرش به محتوای اصلی
ملا مسیح ملا مسیح

رام و سیتا

بخش ۴ - فی نعت سرور کائنات صلی الله علیه و آله و سلم

دل از عشق محمد ریش دارم

رقابت با خدای خویش دارم

حقیقت ناز دارد بر مجازم

به معشوق خدای عشقبازم

درین میدان نیامد همچو من مرد

به عشقم عاشقی ها می توان کرد

رسول اندر حقیقت جز خدا نیست

بدین پیغام جبریل آشنا نیست

چو خورشید نخستین شد گل اندود

محمد نام کردش بخت محمود

محمد نیست جز آئینه ای بیش

تو در وی می نمایی جلوهٔ خویش

بدان جلوه به جان خاطر نهادی

به داد حسن خود انصاف دادی

نیاز خودکنی در بی نیازی

به خود نازی اگر بر خویش نازی

ببین آیینه و بر خویش می ناز

جهان قربان ازین هم بیش می ناز

ز عشق خود شدی شرمنده خویش

که خود را نام کردی بندهٔ خو یش

و گر نه کی پسندد عقل مخلوق

که خالق عاشق و مخلوق معشوق

درین جا دم ز مایی و تویی نیست

شمارم شد غلط ورنه دویی نیست

دو بیند هر یکی را چشم کم نور

تو خواهی اولم خوان خواهی ام کور

ندارد کس ز تو بیشی و پیشی

اگر عینی و گر عکس آن خویشی

ز جزء و کل سخن گفتن ندانم

پیامت را فدا یی باد جانم

ترا بشناسد آن کو حق شناس است

خدایا این چه تغییر لباس است !

اگر کفر است حرفم گو مکن گوش

ازین گفتن نخواهم ماند خاموش

بنازم کز کمال مهربانی

پیام خویشتن خود می رسانی

بسا باشد که شاه هفت کشور

گدایانه لباس فقر در بر

به شب گرد د نهان هر سو گدا وار

ز هر نیک و بد عالم خبردار

در آن دم هر که بشناسد که شاه است

اگر گوید که تو شاهی گناه است

چو خاموشی رضای شاه داند

ز بهر مصلحت خاموش ماند

گشایم چند راز دل چو مستان

من و نعت تو چون ظاهر پرستان

ادامه‌ی رام و سیتا

  1. بخش ۶ - حکایت بر سبیل تمثیلبه چشم خویش دیدم عاشق مست
  2. بخش ۷ - در صفت شب معراجشبی سرمایۀ اقبال جاوید
  3. بخش ۸ - در بیان اوصاف پیر خودسعادت نامۀ اختر بلندی
  4. بخش ۹ - در مدح نورالدین جهانگیر پادشاهجهان نو زنده گشت از حسن تدبیر
  5. بخش ۱۰ - در صفت معشوقسخن معشوقۀ عاشق مزاج است
  6. بخش ۱۱ - در صفت ملک هندوستانز من عشق است هندستان زمین را
  7. بخش ۱۲ - در مذمت حساددر افکندم به میدان گوی دعوی
  8. بخش ۱۳ - در حسب حال خوداگرچه خاطرم دریای رازست
همه‌ی رام و سیتا ←

ملا مسیح درباره‌ی ملا مسیح

شیخ سعدالله مسیح پانی‌پتی یا خیرانوی شاعر هندی، معاصر شاه جهان و جهانگیرشاه از شاهان گورکانی هند بوده و با ادیبان معاصر خود از جمله شیدا، صائب و مقرب‌خان روابط حسنه‌ای داشته است. او دوازده سال در بنارس اقامت گزیده و به مطالعهٔ زبان و ادبیات سانسکریت پرداخته بود که این دوران در استفادهٔ فراوان از واژه‌های سانسکریت و هند...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.